X
تبلیغات
روانشناسی معناگرا - وسواس فکری وعملی ودرمان آن
تاريخ : سه شنبه بیستم دی 1390 | 18:20 | نویسنده : اکبر محمد نژاد

وسواس شامل احساس، اندیشه یا تصویر ذهنی مزاحم است و اجبار شامل رفتاری آگاهانه و عودکننده‌است. ریشه بیماری وسواس اضطراب است و بیماری به دو شکل فکری و عملی بروز می‌کند. چنانچه بیمار در برابر انجام عمل وسواسی مقاومت کند، اضطرابش بیشتر می‌شود. گاهی اوقات کودکان هم دچار وسواس می‌شوند که معمولاً نشانه‌های آن رفتارهای پرخاشگرانه، تکرار کلمات و یا لجبازی با اطرافیان است.

فرد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی برای کاهش اضطراب خود که ناشی از فکر مزاحم، دست به انجام عملی می‌زند که اضطراب او را کاهش دهد که این خود می‌تواند به شدت اختلال کمک کند.

تحقیقات نشان می‌دهد بین یک تا سه درصد جامعه ممکن است به اختلال وسواس فکری عملی مبتلا باشند.

وسواس فکری

وسواس فکری در مبتلایان به این بیماری عقیده، هیجان یا تکانه‌ای‌ست که مکررا و مصرانه برخلاف میل شخص خود را وارد ضمیر هشیار او می‌کند. این افکار، تکانه‌ها یا تصاویر ذهنی به طور مکرر و مقاوم برای شخص اتفاق افتاده، ناراحتی و اضطراب بارزی را در او بر می‌انگیزند.

معمولا شخص می‌کوشد آن‌ها را نادیده گرفته، از ذهن خود بیرون کند و یا با عمل و فکر دیگری خنثی کند و البته آگاهی دارد که این پدیده‌های مزاحم حاصل ذهن خود او هستند و مثل تزریق افکار از خارج تحمیل نمی‌شوند.

وسواس عملی

وسواس عملی تکانه غیرقابل مقاومتی برای انجام یک عمل غیر منطقی (مانند شستن مکرر) است.

روان‌کاوی

واکنش‌سازی، ابطال، جداسازی، توجیه عقلی و دلیل‌تراشی مهمترین دفاع‌های روانی هستند که ممکن است منجر به پیدایش وسواس شوند.

همه‌گیری

مردان و زنان به یک اندازه ممکن است به اختلال وسواسی جبری مبتلا شوند. اما ابتلا به این اختلال در مردان عمدتاً در سنین پایین تری نسبت به زنان روی می‌دهد.

احتمال تطابق در دوقلوهای همسان بالاتر است.

تفاوت با اختلال شخصیت وسواسی جبری

اختلال وسواس فکری عملی (OCD) با اختلال شخصیتی وسواس جبری (OCPD) تفاوت بسیاری دارد رجوع شود به کتاب دی اس ام نسخه چهار

وسواسهای فكری و وسواسهای عملی چه چیزهایی هستند؟

اختلال وسواس فكری عملی اغلب موضوع لطیفه ها، بذله گویی ها و شوخی ها بوده است. بر خلاف الگوهای كلیشه ای، اختلال و سواس فكری عملی واقعی موضوعی خنده دار نیست. وسواس یك اختلال اضطرابی دارای پایه زیست شناختی است كه اغلب از كودكی شروع می شود و ممكن است الگوی خانوادگی داشته باشد. اختلال وسواس فكری – علمی با وسواسهای فكری، رفتارهای اجباری و یا هر دو آنها مشخص می گردد. وسواسهای فكری افكار یا تجسم های نا خوانده ای هستند كه به صورت مكرر وارد آگاهی می گردند. در حالی كه رفتارهای اجباری، در ظاهر امر رفتارها و عادات مكرر غیر قابل توقف هستند كه شخص باهدف كاهش ناراحتی و اضطراب خود آنها را انجام می دهد. هم افكار وسواسی و هم رفتارهای اجباری معمولاً توسط خود مبتلایان به آنها غیر واقع گرایانه و غیر منطقی ارزیابی می شوند، امّا مبتلایان، خود را ناتوان از متوقف كردن آنها می دانند.

 

نشانه های وسواس

گرچه انواع افكار و رفتارها در اغلب موارد از شخصی به شخص دیگر فرق می كند، بعضی از الگوها مشترك هستند. به عنوان مثال، مبتلایان به وسواس امكان دارد در «وارسی های» مكرر درگیر گردند. این عمل ممكن است بصورت وارسی درها و كلیدها جهت كسب اطمینان، خاموش كردن همه وسایل، قرار دادن كلیدها در مكان (خاصی) و از قبیل آنها باشد. بعضی از مردم ممكن است بصورت افراطی از طریق دست شستن و تمیز كردن مكرر از میكروبها اجتناب نمایند. بعضی از مردم ممكن است تشریفات رفتاری ویژه ای در مورد فعالیتهای روزمره داشته باشند، از قبیل: پوشیدن یا در آوردن لباس به شیوه و نظم خاص، وارد شدن یا ترك كردن خانه یا اتاق به شیوه ای معین، سعی در تكرار (یا اجتناب از تكرار) یك عمل یا فكر خاصی به تعداد مشخص جهت بدست آوردن خوشبختی و غیره. در بعضی موارد رفتارهای مرتبط با سایر اختلالها، ازقبیل بی اشتهایی عصبی، پر اشتهایی و جنون موكندن (كندن موها، كندن مژه ها) می توانند كیفیت وسواس به خود بگیرند.

خیلی مهم است كه به این نكته توجه داشته باشید كه بسیاری از مردم بعضی از الگوهای رفتاری و فكری فوق را در دوره ای از زندگی خود تجربه می كنند، بدون اینكه به اختلال وسواس فكری – عملی مبتلا باشند. به عنوان مثال، وارسی درها جهت ایجاد امنیت بیشتر و یا شستن دستها بعد از مواجه شدن با میكروبها امری طبیعی است.

نشان دادن درجاتی از پاكیزگی و توجه به جزئیات متناسب به نظر می رسد و حتی به هنگام رشد و بالغ شدن به عنوان نشانه هایی از بلوغ در كودكان در نظر گرفته می شود. همین طور، هر كسی یك شیوه و اسلوب برای انجام كارهای خود دارد. فقط زمانی كه افكار و رفتارها به طور افراطی مكرر بود، و یا به جای كمك، در فعالیتهای روزمره زندگی تداخل كرد، باید به اختلال وسواس مظنون بود. بنابراین، افراد دارای اختلال وسواس زمان زیادی را صرف انجام تشریفات یا اجتناب از رفتارهای (خاص) می كنند، طوری كه مسائل مهم زندگی شان مورد غفلت قرار می گیرد. آنها آنقدر زمان صرف بهداشت شخصی خود می‌كنند كه از كلاس جا می مانند. آنها ممكن است آنقدر نگران میكروب و آلودگی باشند كه از صرف غذا در سالن غذا خوری و به همراه دوستانشان خودداری نمایند. آنها همچنین ممكن است به خاطر ترس و شرمندگی از فاش شدن نشانه های وسواسی شان در پیش دیگران از فعالیتهای اجتماعی خودداری كنند.

 

درمان

درمان رفتاری(behavioral therapy)، درمان شناختی رفتاری (cognitive behavioral therapy) و درمان دارویی(medications)از روشهای متداول در درمان این اختلال می‌باشد. ار تکنیک‌های موثر که در دو روش اول از آن استفاده می‌شود می‌توان به ممانعت از پاسخ به افکاروسواس گونه و انجام این اعمال، اشاره نمود. برای مثال ممکن است شخصی با تصور اینکه یک وسیله مانند یک پارچه آلوده می‌باشد از لمس آن خودداری نماید. در حالیکه آن پارچه تنها به پارچه‌ای دیگر که باته یک خلال دندان تماس داشته، برخورد داشته‌است. این یک رفتار وسواس گونه می‌باشد که برای ممانعت از پاسخ دادن به آن می‌توان از شستن آن پارچه خودداری نمود و به تدریج بر اضطراب ناشی از انجام ندادن رفتارهای عادت شده، غلبه کرد. با دارو و روان درمانی تلاش در بهبود بیماری می‌شود. از موثرترین راهکارهای تجربه شده جهت رهایی از این اختلال فکری، درمان شناختی رفتاری یا Cognitive behavioral therapy است. از داروهای مهارکننده بازجذب سروتونین مانند فلوکستین و ضدافسردگیهای سه حلقه‌ای به خصوص کلومیپرامین نیز استفاده می‌شود. و یا

۱. توافق در تنظیم فهرستی از مشکلات؛

۲. تدوین یک صورت‏بندی روان‏شناختی از مشکل شامل عوامل زمینه‏ساز، آشکارساز و عوامل نگه‏دارنده فعلی؛

۳. ارزیابی میزان تناسب درمان روان‏شناختی؛

۴. فراهم کردن وسیله‏ای برای ارزیابی پیشرفت کار.

از سوی دیگر، هدف درمان قرار دادن فرد در بالاترین سطح ممکن رویارویی و در عین حال، حذف هر نوع خنثی‏سازی است. در غیر این صورت، خنثی‏سازی باعث می‏شود که فرد مبتلا به OCD به انتهای جلسه رویارویی برسد، بدون آن‏که مقابله کاملی با ترس‏ها صورت گرفته باشد. درمان با مشارکت بیمار و با این هدف که بیمار هرچه زودتر در فرایند درمان، مسؤولیت برنامه‏ریزی و ادامه آن را خود بپذیرد، صورت می‏گیرد. استفاده گسترده از تکالیف خانگی باعث می‏شود که نیل به هدف‏های درمانی زودتر و با کارایی بیش‏تری انجام پذیرد. در مراحل بعدی درمان، بیمار خود مسؤولیت اجرا و برنامه‏ریزی را برعهده می‏گیرد.

روشهای درمانی گوناگونی تاکنون برای اصلاح علایم اختلال وسواس به کار رفته است . بخش مهمی از این روشها،درمانهای دارویی می باشد .درمان دارویی را برخی از متخصصان به عنوان انتخاب اول برای درمان اختلال وسواس فکری –عملی به کار می برند . برخی دیگر درمان دارویی را به عنوان مکمل روان درمانی بینش گرا یا رفتار درمانی به کار می برندیا برای بیمارانی تجویز می کنند که برای آنها روان درمانی و رفتار درمانی ، به تنهایی ، بی اثر بوده است . کلومیپرامین داروی استاندارد برای استفاده در درمان اختلال وسواس فکری – عملی شناخته شده است .

روان درمانی حمایتی بدون تردید جای خود را دارد ،به خصوص برای گروه بیماران وسواسی ،که بر خلاف علایم خفیف یا شدید خود ، قادر به کار وتطابق اجتماعی هستند . تماس منظم و مستمر با یک متخصص علاقه مند،دلسوز و تشویق کننده ،ممکن است به بیمار کمک کند تا با اتکای او به عملکرد عادی خود ادامه دهد، در حالی که بدون چنین کمکی مغلوب علایم خود خواهد گردید.

در مواردی که آداب وسواسی و اضطراب به سطح غیر قابل تحمل می رسد ،باید بیمار را بستری نمود تا محیط بیمارستان ودوری از استرس علایم بیماری را به سطح قابل تحمل کاهش دهد . نباید فراموش کرد که خانواده بیمار نیز غالباً تحت تاثیر رفتار بیمار به مرز درماندگی رسیده است . هرگونه تلاش روان درمانی باید شامل توجه به اعضای خانواده بیمار نیز از طریق تقویت روحی ،اطمینان بخشی ،توضیح دادن و اندرز در مورد مدارا با بیمار بوده باشد .

بسیاری از متخصصان رفتار درمانی را درمان ا نتخابی بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری –عملی می دانند . رفتار درمانی ممکن است هم به طور سرپایی و هم به صورت بستری انجام گیرد . رفتار درمانی  در 60 الی 75 درصد بیماران موثر است .حساسیت زدایی ،بازداری فکر ،غرقه سازی تجسمی و شرطی سازی آزارنده نیز در درمان بیماران به کار رفته است . تعهد بیمار حائز اهمیت است . بعضی از متخصصان رفتار درمانی ،از روش ممانعت از ابراز پاسخ استفاده می کنند که در آن گاهی به زور از انجام عمل وسواسی جلوگیری می شود.

پدید آیی و بسط تکنیکهای شناختی و کاربرد سودمند آن در بسیاری از اختلالات خلقی و اضطرابی ،به لحاظ به کارگیری این روشها در درمان اختلال وسواس موجب علاقه محققان متعدد شده است . تاکنون چندین مطالعه اثر بخشی این روشها را به اثبات رسانیده است .

شیوه های روان درمانی خانواده غالباً بر حمایت خانواده ،کمک به کاهش نا هماهنگی زناشویی ،که از اختلال وسواس ناشی شده است و ساختن اتحاد درمانی با اعضای سالم خانواده تاکید داشته اند .

به تازگی چند مطالعه اثر بخشی به تنهایی ودر ترکیب با سایر روشهای درمانی را برای بیماران وسواسی به خصوص مبتلایان وسواس همراه با افسردگی آندوژن ،به اثبات رسانده اند .

سرانجام برای بیماران شدید که به  هیچ روش درمانی واکنش مثبت نشان نداده اند ،لوکاتومی بایمدیال که ضایعاتی در الیاف تالاموسی –پیشانی ایجاد می کند موثر گزارش شده است.

وسواس  و توصیه های درمانی آن از دیدگاه اسلام

در نوشته های متفکران اسلامی از وسواس سخن زیادی به عمل آمده و این بیماری مورد توجه بوده است .

مصطفی زمانی در کتاب خود با نام« وسواس  ، پیدایش و رشد و علاج آن » ،خلاصه ای از نظرات اسلام را درباره وسواس چنین می نویسد:

وسواس منحصر به شک و تردید در عبادت، طهارت ، نجاست ،وضو و غسل ، قرائت و نیت نیست بلکه وسواس در نظر رهبران دینی خیلی وسیع تر است و خیلی کارها نشانه وسواس است از جمله خوردن خاک، جویدن ناخن  وجویدن ریش.

وسواس مرض است و نیاز به درمان دارد هم فکری وهم جسمی . اسلام بیش از آنکه به درمان مرض توجه داشته باشد به پیشگیری توجه دارد.

برای درمان وسواس علاوه بر پیشگیری لازم راههای دیگری نیز وجود دارد .مانند خواندن دعا و شفای الهی .شفای لازم با تقویت اعصاب جسمی و معنوی به دست می آید .که اگر جسم را تقویت  کنیم در تقویت اعصاب و از بین بردن بسیاری امراض جسمی و روحی موثر است و مواد غذایی که برای درمان وسواس مطرح شده و جنبه درمان جسم دارد عبارتند از عسل ، انار ، خرما ،آب نیسان ، خمیر ، نمک، گوشت ، گلابی.

 

 

 



  • کاراته
  • تازیانه